ویزیت پر استرس
تو روز اینقد کار پیش میاد که نمیرسم آپ کنم.الانم بیخوابی گرفتم گفتم چه کاری بهتر از این.آخه ساعت یک و نیمه نصفه شبه.
شنبه رفتم پیش دکترم.جواب آزمایش پروتیین و سونوگرافی آخرم رو هم بردم.
دفعه قبل که آزمایش پروتیین دادم فقط بیست تا از حد مجازش بیشتر بود.این دفعه دو برابر حد مجازش بود!!!
مثلا رعایت کردمو نمکو خیلی کم کردم که بیاد زیر حد مجازش!!
خیلی دیر نوبتم شد.دکتر فشارمو گرفت گفت خوبه.ضربان قلب بچه هم خدا رو شکر خوب بود.گفت حتما بعد از شام یک ساعت به پهلوی چپ دراز بکش.بچه باید سه تا حرکت داشته باشه.
همه سونوها رو نگاه کرد گفت تاریخ زایمانم میشه پونزده فروردین.تقریبا همون چیزی که خودم حساب کرده بودم.
تا اینجای کار خوب بود.چشمش افتاد به جواب آزمایشم.ورق برگشت.کلی توصیه های استرس دار کرد.دوباره فشارمو گرفت هشت بود.گفت خوبه.
گفت هر روز تو خونه فشارتو بگیر
.هفته ای یه بار میری بهداشت.یه آزمایش ادرار برام نوشت گفت یه هفته دیگه انجام بده.یه آزمایش دیگم نوشت که باید ده روز دیگه انجام بدم.
چند قلم دارو هم نوشت.ویتامین ای.کلسیم.امگا 3.آهن و شیش تا آمپول بتامتازون.که سه تاشو باهم بزنم که زدمو سه تای بقیه رو یه هفته بعدش بزنم.
گفت باید آماده باشی.
این داروهارو مصرف کن که اگه بچه زودتر به دنیا اومد لااقل نارس نباشه.

منم ماتم برد.بقیه حرفام یادم رفت.تازه بعضی از حرفای دکترم یادم رفت.
خانمی که آمپولامو زد گفت این آمپولا خیلی خوبن.در عرض چهار ساعت ریه بچه رو کامل میکنن.
ولی من نمیخوام بچم زودتر از موعدش بدنیا بیاد.
مامانم میگفت شاید مجبور شی عمل کنی.
آرش مامان زود نیایا.همون جا که هستی بمون گلم جات خوبه.تو شکم مامانی برات بهتره قند عسلم.عزیز دلم سرموعد خودت بیا.نمیخوام با زود اومدنت خدای نکرده مشکلی برات پیش بیاد.باشه مامانی؟
بابایی کلا نمکو برام ممنوع کرده.امروز تقریبا در حد هیچی به غذا نمک زدم.اصلا مزه نداشت.ولی به خاطر آرشی تحمل میکنم.
تازه بابایی دیگه نمیذاره تو خونه تنها بمونم.صبح که میره سر کار منو با خودش میبره میذاره خونه مامانم.بعد از ظهرم میاد دنبالم.
جواب آزمایشام آماده شه باید برم پیش دکتر.
خدایا خودت به خیر بگذرون.



ویزیت پر استرس
